چشمک خدا

 

(((با استفاده از چشمک های خداوند زندگی ات را پر بار کن)))

ستاره می درخشد؛ستاره تابان است؛امشب با دیدن اولین ستاره آرزو می کنم که آرزوهایم برآورده شود...

در دوران کودکی بر این باور بودی که هر آرزویی را برای شب پرستاره بگویی  براورده خواهد شد.

تو به عنوان بچه ؛ هرفکر منطقی و هر نوع امکانی را به وضوح می دیدی و می توانستی بی هیچ تردیدی به آینده ات اعتماد کنی.

درچه سنی به این نتیجه رسیدی که آرزوها صرفا مواردی بچه گانه هستند؟

چه کسی به تو گفت که دیگر بزرگ شده ای و تو را از رویاهایت محروم کرد؟

بیا یک بار دیگر اعتماد راسخ خودت را در مورد آرزوهایت از سر بگیر وگامی هم فراتر بردار وخودت را باور کن.اعتماد داشته باش که هر آرزویی کنی برآورده می شود؛معتقد باش که می توانی هر کسی که آرزو داری بشوی.

باور داشته باش که تو می توانی هر آنچه را در وجودت از آن رضایت نداری تغییر دهی.

وقتی صحبت آرزوهایت می شود شاید وقتش رسیده باشد که از بزرگ شدن دست برداری و به آن حالت ذهنی برسی که قدرت تخیل؛آزادی مطلق را برای هر خواسته ای غیر ممکن؛غیر عملی و غیر قابل تصور به تو می دهد.

ارتباطی قدرتمند بین آرزوها وچشمک ها وجود دارد؛

وقتی تو آرزوی چیزی را در سر می پرورانی لازم است اقدامی هم بکنی؛یعنی خودت را در مسیر آرزوهایت قرار دهی؛در مسیری که معتقدی با تقدیر خودت همتراز است.

در مسیر قرار بگیر؛هر کاری که از دستت برمی آید انجام بده؛دعا کن؛به خدا نزدیک شو تا آمادگی دیدن چشمک های خداوند واجابت دعاهای او را داشته باشی.

پس هم اکنون منتظر چشمک خداوند بمان...