درباره نویسنده
ویدا
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • ویدا
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • عشق
  • دوستی
  • جمعه ٢۳ دی ،۱۳٩٠
  • بیامتفاوت باشیم!!!
  • عشق درک میکند...
  • یک فرشته چه شکلیه؟
  • ای آنکه دیگر نمی شناسمت. . . . . .
  • زندگی من!
  • بی تفاوت مگذر. . .
کلمات کلیدی مطالب
  • زندگی من! (۱)
  • بی تفاوت مگذر (۱)
  • ای آنکه (۱)
  • یک فرشته (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
دوستان من
  • آتش پنهان
  • گاه. . .
  • بانو
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • جامعه ادبی بیشه
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



بی تفاوت مگذر. . . .
بیامتفاوت باشیم!!!
نویسنده: ویدا - پنجشنبه ۳ آذر ،۱۳٩٠

همسفر!!!

در این راه طولانی که ما بی خبریم وچون باد می گذرد بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند.مخواه که یکی شویم،مطلقا یکی...

مخواه که هر چه تو دوست داری من همان را به همان شدت دوست داشته باشم و هرچه من دوست دارم به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز.مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم،یک ساز را،یک کتاب را،یک معلم را،یک رنگ را و یک شیوه ی نگاه کردن را...مخواه که انتخاب مان یکی باشد،سلیقه ی مان یکی و رویامان یکی...

همسفر بودن و هم هدف بودن ابدا به معنای شبیه بودن وشبیه شدن نیست و شبیه شدن دال بر کما ل نیست بلکه دلیل توقف است.

شاید اختلاف کلمه ی خوبی نباشد،شاید تفاوت بهتر از اختلاف باشد.پس بگذار اینطور بگویم:

عزیز من!زندگی را تفاوت نظرهای ما می سازد و پیش می برد نه شباهتهایمان،نه از میان رفتن و محو شدن یکی در دیگری،نه تسلیم بودن،مطیع بودن،امر بر شدن ودربست پذیرفتن...

اگر زاویه ی دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست بگذار یکی نباشد،بگذار فرق داشته باشیم،بگذار در عین وحدت،مستقل باشیم،بخواه که در عین یکی بودن یکی نباشیم،بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید...

***تو نباید سایه ی کمرنگ من باشی،من نباید سایه ی کمرنگ تو باشم.....***

دو نیمه زما نی به راستی یکی می شوند واز دو تنها یک جمع کامل می سازند که بتوانند کمبودهای هم را جبران کنند نه آنکه عین مطلق هم شوند،چیزی بر هم مضاعف نکنند و مسائل خاص وتازه ای را پیش نکشند...

پس بیا تصمیم بگیریم که هرگز عین نشویم،بیا تصمیم بگیریم که حرکتمان،رفتارمان،حرف زدنمان و سلیقه ی مان کاملا یکی نشود.

*عزیز من!بیا متفاوت باشیم!*

 

نظرات ()



عشق درک میکند...
نویسنده: ویدا - پنجشنبه ۳ آذر ،۱۳٩٠

عشق قبل از آنکه جویای درک شدن باشد در صدد درک کردن است.

عقل از پشت چشم دیگران به دنیا می نگرد و شرایط را ارزیابی میکند.این نوع نگاه باعث می شود عشق به راحتی بتواند دیگران را بفهمد و آگاه شود که چرا مردم به گونه ای خاص حرف می زنند ورفتار می کنند_از این روست که عشق می تواند با صبر وتحمل وبدون هیچ گونه قضاوت با دیگران برخورد کند و نرنجد که چرا دیگران با وی فرق دارند.

عشق به تفاوتها احترام می گذارد و متوقع نیست جهان ومردم آن مطا بق میل وی عمل کنند و خاصیت عشق این است.

عشق همچون مردی که در نی می نوازد از طریق انسانها سخن می راند اما هر کس به فراخور ظرفیت خویش ((صدای سخن عشق)) را انعکاس میدهد.

عشق بزرگترین مصداق پیروزی بر نفس و آشکارترین برهان قدرت انسانی ست.

عظیم ترین انسانها_دانا ترین_باهوش ترین-زیبا ترین_با استعداد ترین و ثروتمند ترین ها نیستند بلکه کسانی اند که دارای مهربانترین قلبهایند.

عشق ورزیدن به کسانی که ما را دوست دارند عدم خشونت نیست_عدم خشونت یعنی به کسانی که از ما متنفرند عشق بورزیم.خودم میدانم که پیروی از این قانون سخت تا چه اندازه دشوار است اما مگر انجام همه ی کارهای بزرگ وبا ارزش دشوار نیست؟؟؟

عشق به کسا نی که از ما متنفرند دشوارترین کارهاست اما همین دشوارترین کارها را اگر مصمم به انجامش باشیم سهل وساده خواهد شد.

عشق بی مدعاست وبی توقع.ارزش عشق به همین است وگرنه عشق نام نمی گرفت.......

نظرات ()